در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش...
كمتر از يك ساعت ديگر مانده است.
.
.
.
تمام شد.
استغفر اللّه ربّي و اتوب اليه - از همه حلاليت مي خواهم.
.
.
.
.
كمتر از يك ساعت ديگر مانده است.
شروع خواهد شد، ان شاء اللّه.
الهي به اميد تو.
يا حق - صابر
سي و يك شهريور
هزار وسيصد و هشتاد وشش
¤ نوشته شده در ساعت ۱۱:٢٤ ب.ظ توسط كوچيك شما
چشم به راه
فرقست
ميان آن كه
نگارش در بر ،
تا
نگاهش بر در.
¤ نوشته شده در ساعت ٩:٤٩ ب.ظ توسط كوچيك شما
ادبيات، Littérature - پاره ي نخست : بديهيات
بعضي از صاحب نظران، بر اين باورن كه شعر، داستان و ساير تخلق هاي هنري –
خاصّه مسائل واقع در حوزه ي "ادبيات"، يكسره به ذوق،
قريحه، استعداد و توانايي مادرزاد و يا حالات رواني لحظه اي (و بعضا غير عادي)
اين ها بستگي دارن.رو همين حساب مثلا ميگن كه شعر يه پديده ي جوششي هست ، و
يا مثلا قلم رو بايد برداشت و داستان رو شروع كرد، تا خودش ادامه پيدا كنه و الخ. بعضي ديگه هم مي گن كه بدون اطلاع كامل و تسلط وافي به اصول، قواعد و ساختار
آثار ادبي، تلاش براي ايجاد آثار جديد ارزشمند، كار بي خوديه.اين ها معتقدن كه
ادبيات، كاملا همون طور كه رياضي و فيزيك،فرمول پذيره و قابليت مطالعه و تحليل
علمي داره و به شدت استناد مي كنن به قانون ها و "ساختار" هر گونه نوشته. احساس، سرشت، غليان روح و سيلان روان، مواد اوليه و ملزومات گروه اوّل هستن و
طبيعتا طرفداران اين گروه، دنياي طرفداران گروه ديگر رو سرد، ماشيني، مكانيكي و در
چارچوب قواعد و قوانين دست و پاگير مي بينن كه مانع از پرواز روح و آزادي ذهن و
سرشت رها هست و تعقل و برهان آوري، كما هو اصلهما، اهميت كمتري دارن و سوداي
"چوبين" شدن "پاي استدلاليون" آرزو و يا حداقل لق لقه ي ذهن و
زبان پيروان اين گروه براي اون گروهي ها هست. اعداد، نمودارها، فرمول ها، شكل ها و هر آن چيزي كه در جهت تبيين روشن تر
"ساختار " هست، ابزار گروه دوم رو تشكيل مي دن.اعتقاد راسخ
پيروان اين مشي بر بينش علمي و نگرش فرموليك و تبعيت از اصول و قواعد " ثابت
" هست و تلاش مستمر اون ها براي يافتن اين قواعد و اصول كلّي و منظم كردن
همه چيز در قالب ها و ساختارهاي كشف شده ي مستدل – با در نظر گرفتن استثناها به
عنوان نخاله هاي طبيعي و اجباري هر سيستم- انجام مي شه.براي اين ساختارگرايان (structuralists) دنياي گروه اوّلي ها،
اتفاقي، غير علمي، غير قابل انتقال و تدريس و ماحصل كارشون مبتني بر احساساتي هست
كه ممكنه درست و اصيل هم نباشن. مسلّمه كه هيچ كدوم از اين دو گروه، مطلقا، محق نيستن. البتّه من فكر مي كنم
كه در قرون اخير و ازمنه ي نزديك، سليقه ي كساني كه به گستره ي ادبيات و هنر مربوط
مي شن، به طيف دوم نزديك تره. البتّه بشر تو قرن هاي اخير، كم اشتباه نداشته! تو فكرم، حرف حساب گروه سومي ها چيه .........؟
¤ نوشته شده در ساعت ٩:٥٦ ب.ظ توسط كوچيك شما
چرندهاي نگفته
كاشكي خدا يه عمري بده و يه توفيقي واسه كلي حرف كه واسه گفتن دارم؛ اگه قابل باشن.
تا حالا خيلي قصد كردم بنويسم، ولي يا وقت نبوده، يا حال، يا ....
جالب اين جاست كه من بيشتر از اين كه بنويسم، همش مي گم مي نويسم و حرف زياد دارم، اما حرفي نمي زنم.
حالا،
تا چه پيش آيد.
¤ نوشته شده در ساعت ۱٠:٥٦ ب.ظ توسط كوچيك شما
اشک
چشم ها خیس است. به حرمتشان، باید زبان به دهان گرفت. سردمه. حسین صابر
¤ نوشته شده در ساعت ۱٠:۱٩ ب.ظ توسط كوچيك شما
مبعث
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد اللهم صل علی محمد و آل محمد و ارزقنا شفاعتهم.
¤ نوشته شده در ساعت ۱٠:۳٤ ب.ظ توسط كوچيك شما
سلام. بارون می آد. آدم، بعضی وقت ها خيلی هوای نوشتن به سرش می زنه. حسين صابر
¤ نوشته شده در ساعت ۱۱:٥۱ ب.ظ توسط كوچيك شما
سلام من از اينجا خسته شدم نقطه من از اينجا رفتم نقطه من رفتم اينجا hosmir
¤ نوشته شده در ساعت ٦:٤٩ ب.ظ توسط كوچيك شما
آماده ي انفجار
سخته
كه داري مـــــــي تــــــــــركي و
اجازه نداشته باشي با كسي درد دل كني.
سخت....
حسين صابر.
¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:٠٢ ق.ظ توسط كوچيك شما
رضايت ...؟!
هر چه در اين ره كه نشانت دهند گر نستاني، به از آنت دهند
حسين صابر.
¤ نوشته شده در ساعت ۸:٥۱ ب.ظ توسط كوچيك شما



